تأثير عمليات آنزيم برروي پرزهاي سطحي پارچه پنبه‌اي

پارچه پنبه اي تحت عمليات با آنزيم سلولاز قرار گرفته و تغييرات ايجاد شده در استحكام پارچه ، قابليت جذب رنگ و ويژگي هاي ساختاري توسط ميكروسكوپSEM مورد مطالعه قرار گرفت .

قابليت جذب رنگ با استفاده از رنگ راكتيو و مستقيم روي پارچه پنبه‌اي مطالعه شد

تحقيقات با SEM نشان مي دهد كه عمليات توسط سلولاز باعث متورم شدن فيبريل ها شده است وهمچنين نواحي دچار اختلاف بين فيبريل ها در ديواره ثانويه در اثر كاهش وزن در پارچه عمل شده جدا شده اند .

آنزیمها پروتئینهاي هستند که با وزن ملکولی زیاد که واکنش های بیولوژیکی را کاتاليست می کنند ولی با کاتالیزورهای معمولی تفاوت دارند چون در حرارت و PH محدودی عمل می کنند .

ما در این پروژه با آنزیم سلولاز ، بر روی پارچه پنبه ای تحقیق کرده ایم که سلولاز ها کاتالیست های پروتئینی کلوئیدی با وزن ملکولی بالا است که دستخوش تغییر شده و از موادی چون Triehoderma ، fasariumsolani ، Aspergillusniger و Trichodermavride و غیره تشکیل می گردد که سرعت تغییر پذیری بالایی دارد .

طبقه بندی سلولاز ها معمولا بر اساس محدوده PH حداکثر فعالیت آن ها ،صورت می گیرد . که به سه دسته تقسیم می شوند

  • پایدار در اسید
  • پایدار در محیط خنثی
  • پایدار در قلیا

سلولاز برای انجام عملیات نهایی بر روی لیف های سلولزی مورد استفاده است و قابلیت رنگ شدن لیف پنبه ای هیدرولیز شده با سایر الیاف تولید شده و هیدرولیز شده فرق دارد.

همچنین در مقالات علمی مطرح شد که نفوذ آنزیم در الیاف پنبه ای تا الیاف سلولز باز یافته راحتر است. لیف پنبه ای برای تهیه لباس بسیار مناسب است بنابراین مطالعه تأثیر سلولاز روی ساختمان مورفولوژی پنبه حائز اهمیت است .

 

آنزيمها پروتئين هايي هستند با وزن مولكولي زياد( در حدود100،000 ) كه واكنشهاي بيولوژيكي راكاتاليز مي كنند، ولي با كاتاليزورهاي معمولي تفاوت دارند چون در حرارت و PH محدودي عمل مي كنند و اصطلاحاً به آنها بيوكاتاليزور گفته مي شود. آنزيمها به علت ويژيگي فوق العاده كاتاليزي كه دارند در زمره مهمترين مولكولهاي حياتي شناخته شده اند.

تا سال 1877 از نام آنزيم ( به معني خمير مايه) استفاده نمي شد ولي ازمدتها قبل از اين تاريخ مي دانستند كه كاتاليزورهاي بيولوژيكي در تخمير قندها وتبديل آنها به الكل نقش دارند واز اين رو نام مايه را به آنها اطلاق مي كردند.

اولين نظريه كلي راجع به كاتاليز شيميايي توسط آنزيمها در سال 1835 به وسيله برزليوس منتشر شد، كه شامل مثالي بود از دياستاز مالت كه امروزه به عنوان يك آنزيم شناخته شده است و متذكر شد كه هيدروليز نشاسته تحت تأثير اين دياستاز به طور مؤثري كاتاليز مي شودتا بوسيله اسيد سولفوريك .

در سال 1860 لوئي پاستور نظريه خود رادر مورد آنزيم اينطور عنوان كرد كه آنزيمها جزئي از ساختمان سلولي ماده مخمر هستند تا اين كه در سال 1897 ادوارد بوخنر با جدا سازي آنزيمهاي مسئول تخمير الكلي از مخمر آن بزرگترين واقعه مهم در تاريخ تحقيقات آنزيم شناسي را انجام داد. زيرا او به روشني نشان داد كه آنزيم هاي كه يك واكنش را كاتاليز مي كنند مستقل از ساختمان  سلولي عمل مي كنند.

در سال 1926 براي اولين بار يك آنزيم به صورت خالص و متبلور به دست آمد اين آنزيم اوره آز بود كه توسط J.B samaner از عصاره نوعي باقلا جدا شده بود. سامنر ثابت كرد كه بلورها پروتئيني اند ونتيجه گرفت كه برخلاف نظريات دانشمندان آن زمان، آنزيمها از نوع پروتئين هستند.

در حال حاضر 2000نوع مختلف آنزيم شناخته شده واكثر آنها به صورت كاملاً خالص جدا شده اند ودر حدود 200 عدد از آنها به صورت متبلور به دست آمده اند.

اطلاعات زيادي در مورد عملكرد آنزيمها در دست نيست و بسياري از چيزها درمورد آنها نا شناخته مانده است . علاوه بر اين هنوز مشخص نشده كه چگونه آنزيمها
مي توانند واكنش شيميايي را با چنين بازده – دقت و ويژگي ،كاتاليز نمايند[1